قصه دندون درآوردن آدرین
جوجه طلايي من دندون درآوردن شما هم مثل بقيه مراحل رشدت يه پروژه عظيمي بود براي خودش از حدود سه ماهگي لثه هاي قشنگت شروع كرد به خارش و متورم شدن ،همين جوري آب دهنت جاري ميشد . دوست داشتي همه چيز رو گاز بگيري و خيلي خيلي كلافه بودي و مثل هميشه در حال نق زدن و گريه كردن
اون قدر لثههات متورم شده بود كه آقاي دكتر هر دفعه به ما مي گفت تا سه چهار روز ديگه دندون هاي قشنگت ميزنن بيرون. تازه عشقم ماماني زهرا (مامان بابايي) هم برات يه آش دندوني خوشمزه پخت كه دندونات راحت تر در بياد (قبل از دراومدن اونا)
خلاصه جونم برات بگه كه مامان و بابا همين جوري منتظر ديدن مرواريداي قشنگ شما بودن ولي از بيرون زدن اونا خبري نبود و اين قصه ادامه داشت تا هفت و نيم ماهگي شما دردونه مامي و بالاخره در روز ....... اولين مرواريد قشنگ عشقم نمايان شد و همه ما خوشحال شديم و چند روز بعد دومين دندون و به همين ترتيب تا الان كه يك ساله شدي 8 تا دندون خوشگل درآوردي و تقريبا مي توني غذاهاي خوشمزه اي كه مامان برات درست مي كنه بجوي هورررررررااااااااا
ولي برات يه چيزه با مزه تعريف بكنم، بعد از اينكه دو تا دندون پاييني دراومد بيرون دكتر گفت كه پسر خوشگل ما دو تا دندون از بالا درمياره و ما منتظر اونا بوديم كه در كمال ناباوري يه دندون از كنار دوتا دندون پاييني زد بيرون
ولي از دندوناي بالايي خبري نبود، بعد از اون هم يه دندون ديگه از اون طرف زد بيرون ها ها ها چهار تا دندون پايين و دريغ از يه دونه دندون بالا
بالاخره بعد از كلي انتظار دندون بالايي زد بيرون اونم چه جوري
به جاي دندون جلويي دندون نيش شما بيرون اومد
خلاصه عزيز دل مامان آخه همه چي شما با همه بچه ها فرق داره چون عشقوله مامان يه دونه هست توي اين دنياي قشنگ


قصه دندون درآوردن آدرین
